درددل‌های من با مادرم

دلتنگی؛ حس نبودن کسی است که تمام وجودت یکباره تمنای بودنش را میکند

 
شبهای قـــ در
دختری در فراق مادر - ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٧ تیر ۱۳٩۳
 

خدایا در این شبهای قدر، من که دستم به آسمانت نمیرسد، اما تو که دستت به زمین میرسد، "عزت" عزیزانم را تا عرش کبریایی خود "بلند کن"و به همگی در زندگی "عافیت" عطا نما.

نمی دونم چرا چند سالیه شب های قدر ترجیح میدم توی خونه بمونم و در خلوت و تنهایی و سکوت شبانه با خدای خودم راز ونیاز کنم، حس می کنم توی جمع تمرکز ندارم و بشدت دلتنگ شبهای قدری میشم که با هم می رفتیم مسجد ... و الان تحمل جای خالیت در کنارم خیلی سخته ...

بیشتر از هر وقت دیگه ای، توی این شبها قدرت رو میدونم و جای خالیت رو حس می کنم

برام خیلی دعا کن مهربون ترینم


 
 
رمضان بی تو ...
دختری در فراق مادر - ساعت ٥:۱۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳ تیر ۱۳٩۳
 

ماه رمضان، ماهی پر از خاطره، ماهی که همیشه انتظار اومدنش رو میکشیدم ویجورایی حس تازگی بهم میداد، 

حالا هشتمین رمضانی هست که با تمام خوبیهاش یه بدی بزرگ داره، اونم اینکه جای خالی مادر مهربونم رو بیشتر احساس میکنم و این خیلی تحملش سخته ...


مامان مهربونم

این روزا، خیلی بیشتر دلتنگت میشم، دلتنگ روزهای باهم بودنمون، دلتنگ لحظه های حضورت کنارم، دلتنگ مهربونی هات ...

دلتنگ پهن کردن سجاده هامون در کنار هم و راز و نیاز کردن های دو نفره مون با خدای مهربون، دلتنگ افطارها و سحرهایی که کنارم بودی و کلی هوام رو داشتی ...


 
 
درد دل
دختری در فراق مادر - ساعت ۸:۳۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢ خرداد ۱۳٩۳
 

سلام مهربونم

خیلی وقته اینجا ننوشتم، ولی خوب میدونی که لحظه ای ازت غافل نشدم و نیستم...

این روزا دوباره روزای سخت اومده بسراغم، روزایی که هر لحظه آرزو میکنم کاش کنارم بودی و ازم حمایت میکردی...

روزایی که حس می کنم، حرف زدن فایده ای نداره و حرف نزدن هم خفه م میکنه..

اینجور وقتا فقط شما بودی که آرومم می کردی، شما بودی که حرفام رو میفهمیدی، اصلا کلا توی زندگیم فقط شما زبون منو خوب بلد بودی...

میدونی چیه مامان جون، خیلی بده که حرفت رو متوجه نشن، یا جوری که خودشون دوست دارن برداشت کنن...سالهاست با این قضیه مشکل دارم...

امروز یه جمعه ی ابری و بارونیه، درست در آغاز سومین ماه از فصل بهار، هوا همون جوریه که من همیشه دوست دارم، ابری و بارونی، درست مثل حال و هوای دل من

برام دعا کن مهربون ترینم...



 
 
← صفحه بعد